شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
124
مجمع الاحكام ( فارسى )
نم و باران بسيار بود و اگر مشرق بود ميان پادشاهان منازعتها افتد و بدان سبب انديشهها كنند و اگر مغرب بود بعضى از پادشاهان را « 1 » و زنان ايشان را بيماريها افتد و لشكر سر از طاعت ايشان بگردانند و فرمان ايشان كم برند و اگر راجع بود كارها « 2 » بر مردمان دشوار گردد و گرانى در حركات پديد آيد و اراجيف بسيار افتد و هوا خشك بود و اگر از شعاع آفتاب آن وقت بيرون آمده باشد خون ريزش بسيار بود در ميان شمال و مغرب و پيرزنان بسيار ميرند و اگر در قوس بود بزرگان و مهتران را بيمارى افتد از جنس طاعون و دنبل و مردمان را درد چشم بود « 3 » و در ناحيت مشرق حرب افتد و ملخ بسيار پديد آيد و هوا معتدل بود . اگر شمالى بود بادها « 4 » بسيار جهد و اگر جنوبى بود احوال مضطرب و كارها شوريده بود و بر يك حال ثابت نماند و اگر مشرق بود مردمان را تبها بسيار بود و اگر مغرب بود دلتنگيها و بلاها افتد و هوا معتدل بود و اگر راجع بود نرخ طعام گران بود و اگر از شعاع آفتاب آن وقت بيرون آمده بود مرگ بزرگان و مهتران بود و به ناحيت مغرب حربها افتد و اگر در جدى بود كارها منقّص و زيرورو « 5 » شود . « 6 » ترس بسيار بود و باران و برف و يخچه « 7 » و زلزله بسيار آيد و غله از بسيارى نم تباه شود و سرما سخت بود و اگر مشرق بود زنان بسيار ميرند و اگر مغرب بود مردمان با يكديگر دشمنى بسيار كنند و اراجيف افتد و چهارپايان تباه شوند و كشتيها غرق شود « 8 » و اگر راجع بود تشويش و ازجاف بسيار بود . و ميان مردمان منازعتها افتد و اگر از شعاع آن وقت بيرون آمده باشد فزع « 9 » و خوف در مردمان افتد و باران زياد بسيار « 10 » آيد و اگر در دلو بود
--> ( 1 ) . م . را ندارد . ( 2 ) . م . كاربر . ( 3 ) . م . بسيار افتد . ( 4 ) . م . بادهاى . ( 5 ) . ر . ك . يادداشتهاى پايان كتاب . ( 6 ) . د . و اضافه دارد . ( 7 ) . در متون بجحه و پس از اين همه جا بدون نقطه . در م . بحجه . ( 8 ) . م . شوند . ( 9 ) . متون . فرع . ( 10 ) . م . و باران و باد بسيار . . .